سرماخوردگی خر است... !!! - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 21:13
سلام خداجونم سرما خوردم ترموستات بدنم از کار افتاده حالم خوب نیست دیشب تب نداشتم ولی از گرما داشتم می پختم. اومدم تو هال خوابیدم. پتو می کشیدم روم، گرمم می شد. برمی داشتمش، سردم می شد. رادیاتور هم خاموش بود... تا ۵ صبح خوابم نبرد، نشستم خوردگی خوندم:/ ... اصلا خوب نیستم. خوابم نمیاد... ولی سرم درد م...
امروز ... !!! - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 21:13
به نام خدا سلام امروز ساعت ۸ بیدار شدم. اما خیلی حالم بد بود. تا به خودم اومدم، لباس پوشیدم، یه ذره تو کاچی شیر ریختم و خوردم و رفتم دانشکده. اول کتابای امانتی انجماد رو پس دادم. بعدش هم رفتم آموزش و بعد از نیم ساعت تو صف وایسادن، به خانم حسینی گفتم که برام دیرگداز بردارند. ولی راستش دنگ و فنگ داشت ...
مکانیکی - تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 17:31
به نام خدا من و سحر دیدگاه های سیاسی متفاوتی با هم داریم. هر سری هم می شینیم و هر کدوم از دید خودمون یه قضیه ای رو نقد می کنیم. نتیجه اش این می شه که دیدمون بازتر می شه. قرار نیست من سحر رو قانع کنم یا این که سحر منو قانع کنه. او تو دنیای خودش هست و من تو دنیای خودم. ما فقط می تونیم نظر خودمون رو بی...
قشنگ ترین جمله به کسی که دوستش دارین - تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 9:06
به نام خدا نمی دونم چرا این هنه از جنس مخالف بدم میاد ... حتی خوشم نمیاد برم وبلاگ این اجناس مخالف به قول عمو سالار ... متنفرم از هر چی سیاست و سیاست مدار به جز چند نفر انگشت شمار شما به جای سیاست، جنس مخالف بذارید. حالا الآن نفرتم از پسرا خیلی کمتر شده؛ قبلا از شدت بد اومدن یهو می دیدی می زنمشون. م...
ایستگاه تئاتر شهر... !!! - تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 9:06
به نام خدا سلام و امیدوارم حالتون خوب باشه. امروز تو ایستگاه مترو تئاتر شهر، دختر و پسری رو دیدم که عاشقانه و کره ای طور همدیگه رو می بوسیدند. عالی بود صحنه اش... حتی از فیلما هم بهتر بود... این صحنه تو ایران اون همه چیز جالبی محسوب نمی شه؛ چون هنوز این مسائل برامون عادی نشده. صحنه ی خنده داری دیدم ...
هستم ولی نیستم... !!! - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 6:29
به نام خدا سلام؛ امیدوارم حالتون خوب باشه. امتحانا تموم شد و من یه نفس راحت می کشم. منتهی حس نوشتن ندارم. دوستانی که پیام دادن و نتونستم جواب بدم، جمیعا از همگی عذر می خوام. ممکنه بعدا هم نتونم زیاد جواب بدم. اما سر می زنم و این حرفا... فعلا یا علی بعدا نوشت: امروز یعقوب برقی ۱۰۰۰ تومنمو بالا کشید. ...
وات د فاز آو یو میس محمودی؟! - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 6:29
سلام در جریان هستید که حال نوشتن ندارم من یه متریالی هستم که الآن در اثر تنش های کششی و فشاری امتحانات دچار خستگی، خزش و انواع شکست های مکانیکی شدم و به حد استحکام تسلیم رسیدم و تغییر شکل الاستیک ترم ۳ و ۴ به تغییر شکل پلاستیک مبدل شده و گوشه هایی هم ترک برداشتم. ولی حالم خوبه و این رو مدیون دکتر می...
آنه شرلی ... !!! - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 17:23
آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود با من بگو از لحظه لحظه هاي مبهم كودكيت از تنهايي معصومانه دستهايت آيا مي داني كه در هجوم دردها و غم هايت و در گير و دار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلالي درياچه نقره اي نهفته بود؟ آنه ! اكنون آمده ام ...
سانچی ... !!! - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 17:23
چیه عکس این همسران شهدامونو بولد کردن تو فضای مجازی به بهانه همسر شهیدشون در معرض نمایش گذاشتند؟ بابا ما هم سال ۹۲ شهید دادیم. ولی دیگه قرار نبود از این عکسا تو فضای مجازی از خانواده شون پخش کنیم که... کی یادشه سال ۹۲ یه سری از عزیزانمون تو پرواز سیستان، راهشون رو به مقصد خدا عوض کردند و به سمت خدا ...
زهرا ... !!! ۶ - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 4:39
به نام خدا سلام و وقت بخیر امروز دیدم زهرا همش داره پاهاشو به زمین می زنه. یه کم که دقت کردم، دیدم داره سعی می کنه آذری برقصه. قوربونش بره آبجی... تو هنوز یک سال و هفت ماهته... اما چه قدر با بچگی های من تفاوت داری... بچه که بودم، حدود ۲-۳ سالگی، همیشه پایین پله ها ها وایمیستادم تا یکی بیاد منو ببره ...
در غوغای این کشمکش ها پاستور چه زیبا می گوید... - تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 20:20
در هر حرفه و شغلی که هستید، نه اجازه دهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تاسف بار که برای هر ملتی پیش می آید شما را به یاس و نا امیدی بکشاند. در آرامش و متانت حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید.نخست از خود بپرسید: "من برای یادگیری خود چه کرده ام؟"سپس هم...
از زبان یکی از دوستان!!! - تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 5:48
سلامبرای من مهم نیست کسی دوستم داشته باشه. همین که پدر و مادرم ازم راضی باشند کافیه. چون در اون صورت خدا و ائمه معصومین علیهم السلام هم از من راضین. محبت خدا کسی رو دربر بگیره، همه اونو دوست دارند.موفق باشیدیا علی*****اهل زنجانیمروزگارمون زیبا هستخدا دستمون رو گرفتهو اومدیم قدم گذاشتیم تو جاده ی بند...
اغتشاش ... !!! - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 16:31
به نام خدا سلام مردم وحشی شدند... تو که به اوضاع مملکت اعتراض داری، دیگه چرا حوزه علمیه رو آتیش می زنی؟ شیشه های دادگستری رو چرا پایین میاری؟ بانک رو چرا آتیش می زنی؟ تویی که می گی مرگ بر دیکتاتور... تویی که باتوم می خوری و افتخارت شده این... راهش این نیست... !!! برچسبها: خدا, اغتشاش, تاکستان, زنجان...
مثل عکس رخ مهتاب... !!! - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 3:17
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت...
زلزله تهران... !!! - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 3:17
سلامبرای من مهم نیست کسی دوستم داشته باشه. همین که پدر و مادرم ازم راضی باشند کافیه. چون در اون صورت خدا و ائمه معصومین علیهم السلام هم از من راضین. محبت خدا کسی رو دربر بگیره، همه اونو دوست دارند.موفق باشیدیا علی*****اهل زنجانیمروزگارمون زیبا هستخدا دستمون رو گرفتهو اومدیم قدم گذاشتیم تو جاده ی بند...
فاطمه محمودی... !!! - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 3:17
سلامبرای من مهم نیست کسی دوستم داشته باشه. همین که پدر و مادرم ازم راضی باشند کافیه. چون در اون صورت خدا و ائمه معصومین علیهم السلام هم از من راضین. محبت خدا کسی رو دربر بگیره، همه اونو دوست دارند.موفق باشیدیا علی*****اهل زنجانیمروزگارمون زیبا هستخدا دستمون رو گرفتهو اومدیم قدم گذاشتیم تو جاده ی بند...
عملیات حرارتی... !!! - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 3:17
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
راه... !!! - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:27
به نام خدا سلام نمی دونم چه اتفاقی افتاده که مجبور شدم برای استفاده از تلگرام و بلاگفا دست به دامن سایفون بشم. شکر خدا سایفون هست... حرف زیاد دارم برای گفتن... از امتحانام که بگذریم، حوصله گوشی ندارم. اتفاقات افتاده بسیار زیاد هستند. بعضی ها خوب، بعضی ها بد، بعضی ها ظاهرا خوب، بعضی ها ظاهرا بد... نم...
زلزله تهران... !!! - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:27
به نام خدا تا از زلزله دوباره حرف زدیم، قلبم درد گرفت... مجبور شدم جوری بخوابم قلبم به زمین نزدیک باشه و نفس عمیق بکشم دوباره برگردم به حالت قبل ... خدایا کمکم کن... حس می کنم قلبم دیگه داره زیادی فشار میاره... حتی دیگه گوشی هم نمی تونم به دست بگیرم... کلی کار دارم هیچ کدوم رو انجام ندادم و فردا هم ...
فاطمه محمودی... !!! - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:27
به نام خدا یه زمانی بود که بعد از تموم شدن درسام با شوق و اشتیاق تمام می رفتم سراغ مجلات رشد و موفقیت و اونا رو بارها و بارها می خوندم و خسته نمی شدم. یادمه تو راه پله های خونمون تنهایی کلی لی لی بازی می کردم (حیاط نداشتیم). اوج لحظات شادی من اوقاتی بود که برنامه کودک های علمی می دیدم. کلا چیزهای کو...